تبليغاتX
نویسا




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


نویسا

نویسا

از اتوبوس که پیاده شدیم

ماشینی آن قدر بوق زد

     که خواهرم عروس شد !

پدر مکانیکم زیر ماشین رفت

برادرم که از پارک در آمده بود

     -پدرم را در آورد

مادر یک ریز می پرسید :

آیا کلاق های تهران هم فارسی گارگار می کنند ؟!

کنار دکه ، همشهری

حرف های شیرین ِ عبادی - سیاسی داشت

خود را به آخر برج رساندم

آزادی چقدر گشاد شده بود !!

                                                 (اکبر اکسیر) 

 

نوشته شده در هجدهم دی 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

- چقدر فرق کرده ای !
- خب همه چی فرق کرده. منم مثل همه چیز.
- تو کوچیک شدی ، یا دنیا بزرگ شده ؟
- دنیا تا همیشه، همین دنیاست. ریگ همین ریگه. حجم، همین حجمه.
- اما سبز، دیگه سبز نیست. آبی ، آبی نیست.
- قرارمون صحبت از رنگ نبود. یادت هست... گفتی رنگ، واسه چشمها درست شده نه برای دل. خودت گفتی به چشمهات اعتماد نمیکنی.
- آره، یادمه. ولی میدونی چیه ؟ یه چیزایی، منو داره میترسونه. هرچی بیشتر میفهمم، بیشتر میترسم.
- خب، طبیعیه. تو داری توی مسیری راه میری که همه تابلوهاش زنگار گرفته و کسی رو پیدا نمیکنی که راه درست رو نشونت بده. همه میگن راه درست همینیه که من توشم. تو راه خودت رو انتخاب کردی و هی داری میری جلوتر. میدونم. مبهمه. این ترسناکه.
- ترسناکتر وقتیه که تو حرف نمیزنی. از سکوتت میترسم.
- اما خودت گفتی، برای این دلتنگی همیشگی، پاداشی جز سکوت نیست.
- برای این بود که چیز دیگه ای نداشم. دستام خالی بود.
- مثل اینکه حواست نیست. تو بهترین چیزی رو که داشتی بهم دادی.
- نمیدونم. به خدا نمیدونم. اصلا ... اصلا برای چی اومدم سراغ تو ؟
- چون فکر کردی دلت داره کوچیک میشه. یادت باشه، تا ریگ همون ریگه، منم همون دلم. از ریگ و از خاک و از سردی خاک نترس. قوی باش ! پاتو محکم بزار روش. همه این ریگها از نسل تو هستن. باهاشون غریبی ؟
- نه . ازشون نمیترسم . باهاشون رفیقم. چون قراره بیشتر عمرم رو باهاشون زندگی کنم. اون موقع، من میشم تو . اونوقت میفهمم که چقدر کوچیک بودی یا چقدر بزرگ .
- همون موقع امانتت رو پس میگیری.
- کدوم امانت رو ؟
- سکوت

همه جا ساکت شد. من موندم و سکوت.
باز هم یه عالم سوال بی جواب.
خسته شدم. فقط راضیم به اینکه هنوز دارم راه میرم و باکی ندارم.
چراغ نفتی کهنه که ارثیه خاندان نشناخته ام هست، با منه و هنوز خاموش نشده و راه هم هنوز که هنوزه ادامه داره.
مقصدم، شاید، اول یه راهه. یه راه درست.
خدا کنه راه درست ، همین باشه.
بالاخره یه روز میفهمم... یه روز، یه شب.
آره ...
گیرش میارم.

نوشته شده در هجدهم دی 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

همیشه مقابل درب قلب منی تخلیه چاه لطفا" پارک نفرماییدمرگ بر پنچر می شود.

نه خسته شدم نه کلافه .فقط جای حروف رو گم کردم.راستش خیلی سخته اگه بخوای تمام حروف یه نوشته متلاشی شده رو

مثل پازل اونقدر خوب کنار هم بچینی که مبادا....

وقتی بچه بودم خیلی دلم می خواست اون نوشته های سیاه وبدخطی که رو دیوار نیمه خراب همسایمون نوشته شده بود رو

بخونم.اما حیف چون سواد من فقط در حد تصمیم کبری بود و جای بعضی از حروف روی دیوارخالی ..هر روز که من

بزرگتر می شدم اون دیوار خراب ترمی شد.و هر چی بیشتر یاد می گرفتم حروف نوشته های روی دیوار یکی یکی

نابود می شدن.حالا دیگه خیلی وقته که اون دیوار خراب شده و نوشته های روی اون هم مثل یه پازل متلاشی شده

ازهم جدا شدن .اما هنوزم میشه از بین آوار اون دیوار مخروبه حروف این پازل رو پیدا کرد.

همیشه مقابل درب قلب منی تخلیه چاه لطفا" پارک نفرماییدمرگ بر پنچر می شود.!!!!!!!

نه خسته شدم نه کلافه فقط جای حروف رو گم کردم .

خیلی هم بد نشد.... جای معلم املاء خالی ................................

نوشته شده در بیست و دوم مهر 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

می خوام اعتراف کنم که من دارم کم میارم.

من  دارم دیگه تمومش می کنم

دلوزیر پات حرموش می کنم .

حرف موندن رو نزن نمی تونم .

من دارم دیگه تمومش می کنم

نمی خوام تلف بشم به پای تو

نمی خوام گریه کنم برای تو

من دارم دق می کنم تو این حصار

پس دیگه گذشته رو یادم نیار

عشق رو خاکش میکنم تو این حصار

درس عبرتی بشه به یادگار

نمی خوام دلمو بدم به لحظه ها

دیگه تا ابد جلو چشام نیا

عشق وعاشقی برام تموم شده

دیگه سیرم از صدای گریه ها

دیگه بسه لحظه های  خیس و تر

خاطرات خوبتو بگیر ببر

می خوام اعتراف کنم که من دارم کم میارم

آره می رم و تو رو پشت سرم جا می ذارم

نتونستم نمی تونم که بمونم پیش تو

ته خط با تو بودن خسته ام از فکر تو
نوشته شده در بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

یه سری به خودت بزن . هر از چند گاهی ...

 

قصد گفتن چیز تازه ای رو نداریم فقط یه سوال فقط یه سوال که چند وقته تمام فضای نیمه تاریک ذهنمون رو پر کرده که شاید جواب اون چیز تازه ای برای ما باشه .سوال اینه چند وقته که به خودت سر نزدی؟ راستش تازه امروز فهمیدیم که میشه بعضی وقتها دلت برای خودت تنگ بشه راستسی تا حالا دلت برای خودت تنگ شده؟ تا حالا؟..... نقطه سر خط حرف تازه ای نیست باز هم سوال .. بازهم سوال .. بازهم سوال ... .

هر از چند گاهی یه سری به خودت بزن.بد نیست دلت برای خودت تنگ بشه یه سری به خودت بزنی حالی از اوضاع واحوال خودت بپرسی . هر از چند گاهی اره بد نیست یه سری به خودت بزنی.

 
نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

یه سری به خودت بزن . هر از چند گاهی ...

 

قصد گفتن چیز تازه ای رو نداریم فقط یه سوال فقط یه سوال که چند وقته تمام فضای نیمه تاریک ذهنمون رو پر کرده که شاید جواب اون چیز تازه ای برای ما باشه .سوال اینه چند وقته که به خودت سر نزدی؟ راستش تازه امروز فهمیدیم که میشه بعضی وقتها دلت برای خودت تنگ بشه راستسی تا حالا دلت برای خودت تنگ شده؟ تا حالا؟..... نقطه سر خط حرف تازه ای نیست باز هم سوال .. بازهم سوال .. بازهم سوال ... .

هر از چند گاهی یه سری به خودت بزن.بد نیست دلت برای خودت تنگ بشه یه سری به خودت بزنی حالی از اوضاع واحوال خودت بپرسی . هر از چند گاهی اره بد نیست یه سری به خودت بزنی.

 
نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

جواد اسماعیلی رتبه دوم بازیگری چهارمین جشنواره را کسب کرد

جواد اسماعیلی که بعد از دوسال دوری از صحنه تئاتر اینابار ب نمایش کندی میخواد بمیره به صحنه نمایش بازگشته بود در چهارمین جشنواره داخلی شهرستان ساوجبلاغ توانست رتبه دوم بازیگری را به خود اختصاص دهد اما جواداسماعیلی در این باره گفت این میتواند یک شروع خوب برای من بعد از دو سال باشدچرا که من بعد از دو سال به صحنه تئاتر بازگشتم و اینبار با اصغر گروسی شروع کردم نمایش کندی میخواد بمیره دومین تجربه همکاری جواد اسماعیلی و اصغر گروسی بعد از نمایش 2-2=2 می باشد.
نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

پایان خوش کندی در جشنواره

کسب دو مقام دومی و یک مقام اولی

نمایش کندی میخواد بمیره به نویسندگی و کارگردانی اصغر گروسی در چهارمین جشنواره داخلی شهرستان ساوجبلاغ یه روی صحنه رفت که در پایان این جشنواره پایانی خوش برای این نمایش و اعضای گروه ان بود در مراسم اختتامیه که اسپند ماه سال گذشته برگذار شد اعضای گروه نمایش کندی میخواد بمیره خوش درخشیدند جواد اسماعیلی بایگر نقش کندی رتبه دوم بازیگری و حمید معدن کن رتبه اول بازیگری و در بخش کاگردانی نیز اصغر گروسی رتبه دوم را به خود اختصاص دادند
نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1388ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

نمايش فيلم‌هاي منتخب جشنواره فجر در حوزه هنري

 فيلم منتخب بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر از 12 اسفندماه در تالار انديشه حوزه هنري به نمايش درمي‌آيد

به گزارش مهر، فيلم‌هاي منتخب بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر از 12 اسفند در چهار سئانس 16-14، 18-16، 20-18 و 22-20 در تالار انديشه حوزه هنري نمايش داده مي‌شود.

براساس برنامه "درباره الي" اصغر فرهادي دوشنبه 12 اسفند، "ترديد" واروژ کريمي مسيحي سه‌شنبه 13 اسفند، "دلخون" محمدرضا رحماني چهارشنبه 14 اسفند، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده پنجشنبه 15 اسفند، "يک وجب از آسمان" علي وزيريان جمعه 16 اسفند، "زادبوم" ابوالحسن داوودي شنبه 17 اسفند و "پنالتي" انسيه شاه‌حسيني و "امشب شب مهتابه" محمدهادي کريمي يکشنبه 18 اسفند در حوزه هنري روي پرده مي‌روند.

همچنين "بي‌پولي"حميد نعمت‌الله دوشنبه 19 اسفند، "به کبودي ياس"جواد اردکاني و "عيار 14" پرويز شهبازي سه‌شنبه 20 اسفند، "پستچي سه بار در نمي‌زند" حسن فتحي چهارشنبه 21 اسفند، "سوپر استار" تهمينه ميلاني پنجشنبه 22 اسفند، "اخراجي‌ها 2" مسعود ده‌نمکي جمعه 23 اسفند، "خروس جنگي" مسعود اطيابي شنبه 24 اسفند و "بيست" عبدالرضا کاهاني يکشنبه 25 اسفند به نمايش در‌مي‌آيند.

نوشته شده در نهم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

انكار حقيقت جنايت استاجازه بدهيد گفت‌و‌گويمان را با آغاز آشنايي شما با تئاتر شروع كنيم. از چه زماني و چگونه وارد كار تئاتر شديد و اين كار را چگونه ادامه داديد؟
نخستين نمايش‌هايي كه در آن‌ها بازي كردم كارهايي بود كه بچه‌هاي محلة ما با برادرم بعد از ديدن فيلم‌هاي سينما مبين، سينماي آن زمان سنندج، كه يك سانس مخصوص بچه‌هاي محصل داشت، بازي مي‌‌كردند. ما توي كوچه اين فيلم‌ها را دوباره‌بازسازي مي‌كرديم. البته من همان زمان هم تحت تأثير نمايشي بودم كه در هفت هشت سالگي ديده بودم. آن زمان (‌دهة چهل) تمام دبيرستان‌هاي سنندج، هر كدام يك سالن تئاتر مجهز به صحنه و پشت صحنه و اتاق گريم و حتي جاي سوفلور و تمام دبيرستان‌ها، انجمن نمايش داشتند و بعدازظهر پنج‌شنبه هر هفته چند قطعه موسيقي، دكلمه و نمايش اجرا مي‌كردند و يك بعدازظهر فرهنگي بسيار زيبايي داشتند. من هم به وسيله برادرانم مي‌توانستم وارد دبيرستان بشوم و اين برنامه‌ها را از نزديك ببينم. اين روزها در آن سن و سال براي من يك روز فرهنگي فوق العاده بودند.
بعدها كه به دبيرستان رفتم وارد گروه تئاتر شدم و در نمايش‌هاي زيادي ‌بازي كردم.
به ياد داريد كه آن سال‌ها در چه نمايش‌هايي بازي كرديد؟
يكي از نمايش‌هايي كه در آن بازي كردم نمايش «قرعة مرگ» بنويسندگي «‌واهه كاچا» ـ يك نويسنده ارمني الاصل لبناني ـ بود كه يكي از معلم‌هاي ما به نام آقاي يوسف عرشي كه الان بازنشسته شده آن را تنظيم كرده بود و من در آن بازي كردم. اين سرآغاز حضور من در نمايش‌هاي جدي‌تر بود. بعدها «از ‌خود ‌گريخته» محسن عرفاني بود كه باز آقاي عرشي كار كردند. يوسف عرشي، بعدها به اداره فرهنگ و هنر (‌به مديريت آقاي خاكسار) رفت و براي نخستين بار يك گروه حرفه‌اي از بهترين بچه‌هاي تئاتري دبيرستان‌هاي سنندج تشكيل داد كه من يكي از آن‌ها بودم. نخستين نمايشي كه اين گروه براي كار انتخاب كرد «‌پهلوان اكبر مي‌ميرد» بيضايي بود. من كلاس يازده بودم و چون درشت بودم و قد و قامت و صداي خاص، و نيز تجربه‌هاي خوبي داشتم، نقش پهلوان اكبر را به من دادند.
بعدها، نمايش‌هاي ديگري مثل «‌زاوية» دكتر غلام‌حسين ساعدي، «سگي در خرمن‌جا» نصرت اله نويدي، «پيك نيك در ميدان جنگ» فرناندو آرابال به كارگرداني خود من، «بام‌ها و زير بام‌ها»ي دكتر ساعدي، «‌افعي طلايي» كه در آن بازي داشتم و خودم آن را كارگرداني كردم هم توسط اين گروه اجرا شد. همين طور فعاليت‌هاي زيادي داشتيم. ما يك گروه هنري خوب، در فرهنگ و هنر سنندج بوديم كه به سرپرستي آقاي عرشي كار مي‌كرديم. بعدها «آشتي» بهرام‌بيضايي، «‌پلنگ نيم‌روز» سلحشور را هم، كار‌كرديم. خلاصه مجموعه فعاليت‌هايي كه در دبيرستان داشتم فعاليت‌هاي خوب و مؤثري برايم بود.
ادامه مطلب
نوشته شده در هشتم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

برندگان جایزه سینمایی اسکار و تمشک زرین ۲۰۰۹

آب سرد بر هیکل دیوید فینچر و شوهر آنجلینا جولی

فهرست برندگان جایزه اسکار به شرح زیر است:

بهترین فیلم: میلیونر زاغه‌نشین

بهترین کارگردان: دانیل بویل برای میلیونر زاغه نشین

بهترین بازیگر زن نقش اصلی: کیت وینسلت برای فیلم “کتابخوان”

بازیگر مکمل زن: پنه لوپه کروز بازیگر فیلم ویکی کریستینا بارسلونا

بهترین بازیگر نقش اصلی مرد: شان پن برای فیلم “میلک”

بهترین نقش مکمل مرد: پنج بازِیگری که در سالهای گذشته برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بودند همراه با خانواده هیث لجر، بازیگر شوالیه سیاه بر روی صحنه رفتند و جایزه این بخش را به خانواده این بازیگر استرالیایی که سال گذشته درگذشت، اهدا کردند

بهترین فیلم خارجی: فیلم ژاپنی عزیمتها

بهترین فیلم هنری کوتاه: کشور عروسک ها

بهترین انیمیشن: اندرو استنتون برای انیمیشن Wall -E

بهترین انیمیشن کوتاه: خانه ای از مکعب های کوچک

 بهترین فیلمنامه اریژینال: داستین لنس بلک برای فیلمنامه میلک

بهترین فیلمنامه اقتباسی: سایمون بوفوی برای فیلمنامه میلیونر زاغه نشین

بهترین طراحی صحنه: سرگذشت عجیب بنجامین باتن 

 بهترین طراحی لباس: مایکل اوکانر برای دوشس

بهترین گریم: کریگ کانوم برای فیلم سرگذشت عجیب بنجامین باتن

بهترین فیلمبرداری: آنتونی داد منتل برای فیلم میلیونر زاغه​نشین

 بهترین جلوه های وِیژه: سرگذشت عجیب بنجامین باتن

بهترین صداگذاری: شوالیه تاریکی

بهترین ترکیب صدا: میلیونر زاغه​نشین

بهترین تدوین: کریس دکینز برای میلیونر زاغه‌نشین

بهترین موسیقی اریژینال: ای آر رحمان برای میلیونر زاغه​نشین

 بهترین ترانه: ای آر رحمان برای میلیونر زاغه​نشین

نوشته شده در ششم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

چرا فرمان‌آرا از صحنه باز‌ماند؟

اجرای نمایش «مردی برای تمام فصول» به کارگردانی «بهمن فرمان‌آرا» منتفی شد.«مردی برای تمام فصول» قرار بود آغازگر حضور بهمن فرمان‌آرا بر صحنه نمایش کشور باشد؛ نمایشی که نام‌هایی چون عزت‌ا… انتظامی، هدیه تهرانی، رضا کیانیان و آتیلا پسیانی بازیگرانش بودند. جریان اما مثل همیشه روند خود را طی کرد، همان‌طور که انتظار می‌‌رفت. سرنوشت این نمایش به دلایل نامعلوم همچنان نامعلوم است و ظاهرا امیدی نیز به اجرایش وجود ندارد. در این میان البته «فرمان‌آرا» مثل همیشه به گفتن چند جمله کوتاه، ‌بسنده می‌‌کند: «همه این مشکلات به خاطر این است که نمی‌خواهند تئاتر مستقل در ایران پا بگیرد تا تئاتر همواره دولتی باقی بماند و نیازمند کمک‌های دولتی باشد و فلج». نگار اسکندرفر، تهیه‌کننده این نمایش که ماه‌هاست پیگیر به صحنه بردن این نمایش است، درباره دلایل عدم اجرای این نمایش به «فرهنگ‌آشتی» می‌‌گوید: «ما از تالار وحدت سالن خواستیم که آنها اعلام کردند از مرکز هنرهای نمایشی مجوز می‌‌خواهند. آقای پارسایی می‌‌گویند که این کار مجوز دارد، اما از آن طرف مدیران تالار اعلام می‌‌کنند که مجوز کتبی نیاز است. پاسخ آقای پارسایی هم این است که چنین روندی، معمول نیست».اسکندرفر به این مسئله اشاره می‌‌کند که به نظر می‌‌رسد علاقه‌ای برای اجرای این نمایش وجود ندارد و در حالی که این همه سخن درباره تئاتر خصوصی بیان می‌‌شود، تلاشی برای تحقق آن صورت نمی‌گیرد. وقتی اسکندرفر در معرض این پرسش قرار می‌‌گیرد که با توجه به اینکه مدیران تالار وحدت و شخص «کارگر» مدیر این تالار تا به حال بارها در این خصوص اعلام آمادگی و علاقه کرده است، تنها به گفتن این جمله بسنده می‌‌کند که: «در این صورت آقای کارگر اعلام کنند که سالن را چه تاریخی در اختیار ما می‌‌گذارد. اصلا ایشان در دورترین زمان ممکن، مثلا اسفند سال آینده تاریخ را برای ما مشخص کنند، اما لااقل این کار را انجام دهند».اسکندرفر از برخورد دوستانه و محترمانه مدیر تالار وحدت و مرکز هنرهای نمایشی می‌‌گوید، اما در عین حال به این مسئله هم اشاره دارد که نتیجه پیگیری‌های چند ماهه‌اش تاکنون به نتیجه نرسیده است


ادامه مطلب
نوشته شده در ششم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

چهارمین جشنواره تئاتر ساوجبلاغ 14اسفند ماه آغاز می شود.

 

چهارمینجشنواره تئاتر ساوجبلاغ از روزچهار شنبه 14اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای امام علی این شهر و با حضور گروه های نمایشی کار خود را اغاز میکند .

این در حالی است که از روز چهارشنبه همین هفته نیز کار بازبینی نمایش ها آغاز می شود . سیزده گروه نمایشی متقاضی در این جشنواره در روز چهارشنبه بهمرحله بازبینی خواهند رفت که از میان این نمایش ها آثار منتخب از سوی هیئت بازبینی این جشنواره به مرحله نماهی این جشنواره راه خواهند یافت.

چهارمین جشنواره تئاتر شهرستان ساوجبلغ از روز چهار شنبه 14 اسفند ماه آغاز و تا 16 اسفند ماه ادامه خواهد داشت اما نکته دیگر  حضور دو اثر نمایش در میان اثار در مرحله بازبینی میباشد.

نوشته شده در پنجم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

اصغر گروسی و روزهای پر کار تئاتری

 

اصغر گروسی نویسنده وکارگردان نمایش کندی میخواد بمیره که این روزها مشغول تمرین این نمایش برای حضور در چهارمین جشنواره تئاترشهرستان ساوجبلاغ می باشد از اعلام اجرای عمومی این نمایش بعد از جشنواره خبر داد.و گفت که قصد دارد تا این نمایش را برای اجرای عمومی در سال اینده آماده کند. وی همچنین از اجرای عمومی این نمایش در یزد خبر داد و گفت که بعد از اجرای جشنواره  قصد دارم تا این نمایش را در چخد مرحله به اجرای عموم بگذارم که یکی از انها اجرای عمومی در یزد می باشد.همچنین اصغر گروسی متنی را برای جشنواره تئاتر بانوان در حال نگارش  داردکه به احتمال فراوان این نمایش را نیز برای جشنواره تئاتر بانوان اماده خواهد کرد  بههر حال این روز ها روزهای پر کاری برای اصغر گروسی واعضای گروه ان می باشد.

نوشته شده در پنجم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |

 

جواد اسماعیلی: بعد از دو سال دوری تئاتر هنوزم منو رو دوست داره

 

جوا اسماعیلی که بعد از دوسال و اندی وبار دیگر واینبار

با نمایش کندی میخواد بمیره به نویسندگی وکارگردانی

 اصغر گروسی به صحنه تئاتر بازگشته در اینباره گفت: تئاتر هنوزم

 منو دوست داره چون بعد از گذش دوسالو اندی دوری از اون بازم به

سراغم اومده و هنوزم نو فراموش نکرده . این برای من یعنی

 یک موهبت بزرگ چون من خودم رو جزییار تئاتر وتئاتر رو جزیی از خودم میدونم .

جواد اسماعیلی که سابقه نویسندگی وکارگردانی نمیش های معبد سوخته . سحوری .ارتباط سوم .وضعیت سفید.و..... رو در کارنامههنری خودش داره بنا به اتفاقاتی دوسال از تئاتر دور بود و حالا بعدا گذشت دوسال و این بار به عنوان بازیگر با تئاتر اشتی کرده جواد اسماعیلی در نمایش جدید خودش نقش کندی ور بازی می کنه مردی سگ باز که به آخر زندگی خودش رسیده وتصمیم به خودکشی داره اما بنا به  اشتباهی بازم به زندگی برمی گرده و....... در حال حاضر گروه مشغول تمرین این نمایش برای حضور در جشناره تئاتر ساوجبلاغ هستند.

نوشته شده در سوم اسفند 1387ساعت توسط جواد اسماعیلی| |


Design By : Night Skin